مدتی بود که خیلی وقت نداشتم به وب سایت و بلاگ خودم برسم ولی دیگه دست به کار شدم و یک سرور خریدم و سایت هام رو روو سرور ها خورم بارگزاری کردم خوش حال می شم سر بزنید :http://www.akbarijedi.ir
http://www.comit.ir
یک جرعه وب - وب سایت هادی اکبری جدی
نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 توسط هادی | لينك
ثابت
هجرت خورشيد
ازهجرت خورشيدجهان يكسر سوخت
در شام فراق او مه انور سوخت
بر اهل جهان چه آمد از اين هجرت
هر اهل دلي به ماتم دلبر سوخت
از پير و جوان و مرد و زن در ماتم
كودك ز غمش به دامن مادر سوخت
فرياد غم از جهان سراسر برخاست
پرگار زمان ز هجرت محور سوخت
آن مونس جان كشيد دامن زين دار
كانون وفا به دامن اخگر سوخت
هر ديده كه بنگري در اين غم گريان
هرسينه كه بنگري در اين مجمرسوخت
محشر شده گوياكه زمين درغوغاست
جن و ملك و بشر در اين آذر سوخت
بر عالم خاكي چه شد از اين ماتم
در پهنۀ آسمان بسي اختر سوخت
شيون بشنو ز پيروان راهش
امت به عزاي رحلت رهبر سوخت
احرار جهان به ماتمش ناليدند
آزاده در اين عزا به فخر و فر سوخت
ماتم زده بين سراسر عالم را
چون روزنشاط، شد به غم منجرسوخت
در ناي من حقير غم پيچيد ست
حكاكم و هستي من احقر سوخت
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط هادی | لينك
ثابت
|
حجاب و چرائي آن

سوال:
لطفاً در مورد حجاب و چرائي آن توضيح دهيد.
پاسخ:
لباس و پوشش پديدهاي است كه به اندازه طول تاريخ بشر سابقه و به قدر پهنة جغرافيايي زمين گسترش دارد و از ديرباز در اقوام و ملل مختلف نوعي پوشش وجود داشته است.[1]
و متأسفانه در غرب با گسترش تفكر ليبراليسم جنسي و رواج كاميابي نامشروع، «برهنگي» فراگير شده كه امروزه شاهد پيآمدهاي منفي آن هستند.
لباس و پوشش جداي از حفظ بدن و آراستگي آن داراي آثار فلسفهاي عميق است و رابطة مستقيمي با فرهنگ مردم دارد. در هر جامعهاي نوع و كيفيت لباس زنان و مردان علاوه بر آن كه تابع شرايط اقتصادي و اجتماعي و اقليمي آن است قوياً تابع جهانبيني و ارزشهاي حاكم بر فرهنگ آن جامعه و حتي مبين آن جهانبيني است.[2]
لذا مذاهب مختلف در نوع لباس مردم نقش مؤثري داشتند و در اسلام نيز بر لزوم پوشيدگي و حجاب به ويژه براي زنان تأكيد شده و در قرآن كريم[3] بر رعايت آن تصريح گرديده است.
فلسفه حجاب زن:
براي روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان توجه به مطالب ذيل لازم است.
1ـ توجه به رابطه پوشش با فرهنگ ديني:
براساس فرهنگ اسلامي، انسان موجودي است كه براي رسيدن به كمال و معنويت خلق گرديد. لذا اسلام با تنظيم و تعديل غرايز به ويژه غريزة جنسي و توجه واقعي به هر يك از آنها در حدّ حاجت طبيعي، سبب شكوفايي همه استعدادهاي انسان شد و او را به سوي كمال سوق داده است.
2ـ توجه به ساختار فيزيولوژي انسان:
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطهاي مستقيم با تفاوتهاي جسمي و روحي زن و مرد دارد در تحقيقات علمي در فيزيولوژي و روان شناسي زن و مرد ثابت شده مردان نسبت به محركهاي جشمي شهوتانگيز حساسترند و چون برد حس بينايي زياد است و چشم از فاصلة دور و در ميدان وسيعي قادر به ديدن است و از سوي ديگر ترشح هورمونها در مرد صورتي يك نواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتي گستردهتر تحت تأثير محركهاي شهواني قرار ميگيرند، اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساسترند و به محركهاي حسّي پاسخ ميدهند و حس لامسه برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديك است و از اين گذشته هورمونهاي جنسي زن به صورت دورهاي ترشح ميشوند و به طور متفاوت عمل ميكنند تأثير محركهاي شهواني بر زن صورتي بسيار محدود دارد و نسبت به مردان بسيار كمتر است.[4] بر مطالب فوق قدرت شگرف غريزة جنسي ميان غرايز را نيز اضافه كنيد.[5]
با دقت بر مطالب فوق فلسفه حجاب به خوبي روشن ميشود حجاب در اسلام از يك مسأله كلي و اساسي ريشه گرفته اسلام ميخواهد انواع التذاذهاي جنسي چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در كادر قانوني اختصاص يابد و اجتماع تنها براي كار و فعاليت باشد برخلاف سيستم غربي كه كار و فعاليت را با لذتجويي جنسي به هم ميآميزد، اسلام قايل به تكليف ميان اين دو محيط است و براي تأمين اين غرض پوشش و حجاب را توصيه نموده است زيرا بيبندباري در پوشش به معناي عدم ضابطه در تحريك غريزه و عدم محدوديت در روابط جنسي است كه آثار شوم آن بر كسي پوشيده نيست.
رعايت حجاب اسلامي آثار زير را به ارمغان ميآورد:
1ـ بهداشت رواني اجتماع و كاهش هيجانها و التهابهاي جنسي، و سبب كاهش عطشسيريناپذير شهوت است.
2ـ تحكيم روابط خانوادگي و برقراري صميميت كامل زوجين، با رواج بيحجابي و جلوهگري زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعي محدوديت و پايان آزاديهاي خود تلقي ميكنند و افراد متأهل هر روز در مقايسهاي خطرناك كه ميان آن چه دارند و ندارند قرار ميگيرند كه اين مقايسهها، هوس را دامن زده و ريشه زندگي را ميسوزاند.
3ـ استواري اجتماع و حفظ و استيفاد نيروي كار و فعاليت، دختر و پسري كه در محيط كار و دانشگاه، تحريك شهواني شدند از تمركز و كارايي آنها كاسته ميشود و حكومت شهوت بر اجتماع سبب هرز رفتن نيروي فكري و كاري است.
4ـ بالا رفتن ارزش و امنيت زن و جبران كننده ضعف جسماني او حربه حيا و عفاف و حجاب ميتواند در نفش عاطفي او و تأثيرگذاري بر مرد مؤثر باشد لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است.[6] و اين حريم نگه داشتن يكي از وسايل مرموز در حفظ مقام و موقعيت زن در برابر مرد است.[7]
اسلام حجاب را براي محدوديت و حبس زن نياورده، بلكه براي مصونيت او توصيه نموده است زيرا اسلام راضي به حبس و ركود و سركوبي استعدادهاي زن نيست بلكه با رعايت عفاف و حفظ حريم اجازه حضور زن را داده است[8] و از سوء استفاده شهواني و تجاري او منع كرده است.
اما مغرب زمين با آشكار ساختن هر چه بيشتر اعضاي متحرك جنسي در عكس، فيلم و... در گردابي مهلك گرفتار شده و امروز آمار[9] كودكان نامشروع، سقط جنين، طلاق و انواع انحرافات و بيماريهاي جنسي روز به روز بيشتر شده و آنان را گرفتار مشكلات پيچيدهاي نموده است.
منابع براي مطالعه بيشتر:
1ـ مسأله حجاب شهيد مطهري، ص 1 الي 120.
2ـ نظام حقوق زن در اسلام شهيد مطهري، ص 122، 157 تا 176.
3ـ فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، حداد عادل، تمام كتاب.
4ـ در حريم حجاب، محمد قدسي، حاوي نامهها و حكايات از خانمها پيرامون حجاب.
5ـ مقدمهاي بر روان شناسي زن، مجتبي كاوندي هاشمي، ص 197، 249.
6ـ زن در آيينه جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي.
-----------------------------------------
[1] . شهيد مطهري، مرتضي، مسأله حجاب، ج 42، ص 21، صدرا قم، سال 1374 و همچنين هاشمي كاوندي، مجتبي، روان شناسي زن، چاپ سوم، نشر شفق، قم، سال 1378، ص 213.
[2] . حداد عادل، غلامعلي، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، چاپ هفتم، نشر سروش، تهران، سال 1376، ص 9.
[3] . سورة نور، آية 31، سورة احزاب، آية 59، 60.
[4] . دكتر محمود بهزاد، مقاله تفاوتهاي زن و مرد از نظر فيزيولوژي و روان شناسي، به نقل از فرهنگ برهنگي و...، ص 64 و همچنين رجوع شود به كتاب نظام حقوق زن در اسلام، از شهيد مطهري، ص 165، 171.
[5] . ويل دورانت، لذات فلسفه، چاپ هشتم، نشر دانشجويي، تهران، سال 1373، ص 95.
[6] . ويل دورانت، لذات فلسفه، ص 157، 223.
[7] . براي اطلاع بيشتر پيرامون آثار حجاب رجوع شود به كتاب مسأله حجاب، شهيد مطهري، ص 78، 95، و به كتاب مقدمهاي بر روان شناسي زن، ص 197، 203.
[8] . مسأله حجاب، ص 221، 250، و كتاب زن در آيينه جلال و جمال، ايت الله جوادي آملي، ص 395، 397.
[9] . رجوع شود به كتاب سيماي زن در جهان، زن در آمريكا، جليل روشندل، چاپ اول، نشر برگ زيتون، سال 1377، ص 35، 36، 97.
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط هادی | لينك
ثابت
|
چرا ما قرآن مي خوانيم
با اينکه چيزي از آن نمي فهميم
يک پيرمرد آمريکايي مسلمان همراه با نوه کوچکش در يک مزرعه در کوههاي شرقي کنتاکي زندگي مي کرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت ميز آشپزخانه مي نشست و قرآن مي خواند. نوه اش هر بار مانند او مي نشست و سعي مي کرد فقط بتواند از او تقليد کند. يه روز نوه اش پرسيد : پدربزرگ من هر دفعه سعي مي کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمي فهمم و چيزي را که نفهمم زود فراموش مي کنم و کتاب را مي بندم ! خواندن قرآن چه فايده اي دارد؟
پدر بزرگ به آرامي زغالي را داخل بخاري گذاشت و پاسخ داد : اين سبد زغال را بگير و برو از رودخانه براي من يک سبد آب بياور. پسر بچه گفت : اما قبل از اينکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهاي سبد بيرون مي ريزد!؟ پدر بزرگ خنديد و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهي بود دفعه بعد کمي سريعتر حرکت کني." و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعي خود را بکند .
پسر سبد را آب کرد و سريع دويد ، اما سبد خالي بود قبل از اينکه او به خانه برگردد. در حالي که نفس نفس مي زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در يک سبد غير ممکن بود و رفت که در عوض يک سطل بردارد .
پيرمرد گفت : "من يک سطل آب نمي خواهم ، من يک سبد آب مي خواهم ، تو فقط به اندازه کافي سعي خود را نکردي ." و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند . اين بار پسر مي دانست که اين کار غير ممکن است ، اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سريعتر بدود باز قبل از اينکه به خانه باز گردد آبي در سبد وجود نخواهد داشت . پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دويد ، اما وقتي که به پدربزرگش رسيد سبد دوباره خالي بود.نفس نفس زنان گفت : " ببين! پدربزرگ ، بي فايدست . پيرمرد گفت : "باز هم فکر مي کني که بي فايدست ؟ به سبد نگاه کن." پسر به سبد نگاه کرد و براي اولين بار فهميد که سبد فرق کرده بود ، سبد زغال کهنه و کثيف حالا به يک سبد تميز تبديل شده بود؛ داخل و بيرون آن. پسرم ، چه اتفاقي مي افتد وقتي که تو قرآن مي خواني . تو ممکن است چيزي را نفهمي يا به خاطر نسپاري ، اما وقتي که آن را مي خواني تو تغيير خواهي کرد؛ باطن و ظاهر تو و اين کار الله است در زندگي ما.
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 توسط هادی | لينك
ثابت
|
الصادق (عليه السلام) :
أكثِرْ مِنَ الدُّعاءِ، فإنّهُ مفتاحُ كلِّ رحمة، ونجاحُ كلِّ حاجة، ولا يُنالُ ما عِندَ اللهِ إلاّ بالدُّعاءِ، وليسَ بابٌ يَكثُرُ قَرعُهُ إلاّ يُوشِكُ أن يُفتَحَ لِصاحِبِهِ .
بسيار دعا كن ; زيرا دعا كليد هر رحمتى است و مايه روا شدن هر حاجتى و آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمى آيد. هيچ درى نيست كه بسيار كوبيده شود مگر آن كه بزودى به روى كوبنده باز گردد.(البحار : 93 / 295 / 23)
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 توسط هادی | لينك
ثابت
|
نسخه وب 2.0 ای شده جدول تناوبی
جدول تناوبیای که در سایت Ptable.com قرار داده شده، چیز فوقالعادهای هم برای دانشآموزان دبیرستانی و هم برای دانشجویان شیمی است، بر خلاف آن جدول تناوبی سنتیای که در ما در کتابهای درسی میدیدیم، این جدول یک جدول پویا و پر از اطلاعات گوناگون در مورد عناصر است.
- این جدول را میتوانید به زیانهای گوناگون از جمله فارسی ببینید.
- اطلاعاتی مثل نقطه ذوب و جوش، الکترونگاتیویتی، سال کشف، فراوانی عنصر، چگالی و شاعاع اتمی و ... قابل مشاهده است.
- با کلیک بر روی هر عنصر اطلاعات مربوط به آن را در ویکیپدیا میتوانید ببینید.
- اربیتال عنصر را میتوانید ببینید.
- جدول را می توانید به صورت یک فایل PDF دانلود کنید و از آن پرینت بگیرید
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387 توسط هادی | لينك
ثابت
|
اگر حرمت شراب به علت ضرر آن است؛
چرا سیگار حرام نیست؟
سوال:
خوردن شراب حتی یک قطره هم باشد در اسلام حرام است. اگر حرمتش به دلیل ضرر آن است، پس چرا سیگار که ضرر آن کاملا اثبات شده حرام نیست و یا حداقل حرمت آن با میزان ضرر آن متناسب است. آیا نمی شد مقدار حرمت شراب هم به میزان مصرف آن بستگی داشته باشد؟ (تا جایی که من می دانم مصرف شراب در حد بسیار کم تاثیری بر کارایی مغز ندارد).
پاسخ:
قبل از بیان پاسخ چند نکته را باید تذکر دهیم:
1. بر اساس نظریۀ صحیح و درست که فقهاء و دانشمندان شیعه بدان معتقدند، احکام خداوند بر اساس مصالح و مفاسد است؛ یعنی اگر انجام عملی دارای منفعت مهم و حیاتی است، آن عمل واجب خواهد بود یا اگر منفعت آن حیاتی نباشد آن عمل مستحب است؛ و اگر انجام عملی، دارای ضرر خطرناک و مهلک باشد، انجام آن حرام؛ و اگر ضرر آن خطرناک و مهلک نبوده، مکروه است؛ و در صورتی که منفعت یا ضرر آن غالب نباشد و مساوی الطرفین باشد آن عمل مباح است؛ البته منظور از منفعت و ضرر صرف منفعت و ضرر مادی نیست بلکه به معنای عام و گسترده است که به جامعیت و گستردگی ابعاد وجودی انسان می باشد.
2. هرچند اصل کلیت این قاعده که احکام الهی بر اساس مصالح و مفاسد است، قطعی و یقینی است ولی کشف مصالح و مفاسد در جزئیات و مصادیق، بسیار مشکل است.
چون اولاً: نیازمندِِ داشتن امکانات وسیع، در ابعاد مختلف علمی است.
و ثانیاً: بشر هر قدر از نظر علم و صنعت پیشرفت کند، باز معلومات او در برابر مجهولاتش، قطره ای است در برابر دریا «جز اندکی از دانش به شما داده نشده است[1]».
و شاید علت عدم بیان علت و فلسفۀ تمام احکام، از سوی اولیاء الهی دین، یکی این بوده که بیان تمام اسرار احکام برای انسان هایی که بسیاری از حقایق علمی هنوز برایشان کشف نشده، مانند گفتن معما و لغز است، که چه بسا موجب تنفر شنوندگان گردد، امام علی (ع) می فرماید: «مردم، دشمن آن چیزی هستند که نمی دانند[2]» لذا اولیاء الهی در حد فهم انسان ها به بعضی از علت ها و فلسفه ها و احکام اشاره نمودند.
علاوه اینکه، هدف از دین و شریعت، آراستگی انسان ها به خوبی های علمی و عملی، و اجتناب از زشتی های فکری و عملی است، و این هدف با عمل به شریعت به دست می آید، ولو اینکه افراد فلسفه و علت احکام را ندانند، نظیر اینکه: مریض با انجام دادن دستورات پزشک، بهبودی را به دست می آورد ولو فایده و فلسفه، دارو و دستورات پزشکی را نداند.
مضافاً اینکه: مؤمنین، چون اطمینان و یقین دارند به اینکه دستورات دینی، از کسانی صادر می شود که علم و آگاهی آنان خطاناپذیر است، پس یقین به اثربخشی و مفید بودن این دستورات دارند.
3. هرچند فهم علت و فلسفه احکام مشکل است، ولی پیدا نمودن ضوابط کلی احکام، امر ممکنی است. البته کلیت در مسایل حقوقی، مثل کلیت در مسایل فلسفی نیست که استثناء ناپذیر باشد بلکه کلیت در مسایل حقوقی و اجتماعی به معنای اکثری است و لذا قابل استثناست.[3]
اما در خصوص سؤال و پاسخ به آن توجه به چند نکته ضروری است:
1. علت حرمت شراب منحصر در ضرر مادی آن نیست گر چه شاید یکی از حکمت ها باشد ولی نه در روایات و نه در فتواهای فقهاء به عنوان علت تامۀ حرمت مطرح نشده است.[4]
2. در صورتی که ضرر مادی به عنوان حکمت (علت ناقصۀ حکم) حرمت باشد در این صورت نمی توان به موارد مشابه آن تعمیم داد زیرا این روش در اصطلاح فقهاء قیاس نامیده می شود که برای استنباط احکام شرعی در میان فقهای شیعه معتبر نیست[5]؛ یعنی نمیشود گفت چون شراب به علت ضرر داشتنش حرام است پس سیگار نیز چون ضرر دارد از این رو حرام است.
3. البته اگر احراز شود که حرمت شراب فقط به خاطر ضرری است که در آن وجود دارد (ضرر علت تامه برای حرمت شراب باشد) و ثابت شود که همان ضرر در سیگار هم هست در این صورت حکم حرمت شراب به سیگار نیز سرایت می کند که در اصطلاح اصولیون به این تنقیح مناط گفته می شود.
4. در باب ادله و حکمت حرمت شراب به بیان دو حدیث اکتفاء می کنیم:
الف. از امام صادق(ع ) نقل شده که فرمودند: پیامبر (ص) هر چه را که مست کننده باشد حرام کردند و چیزی را که پیامبر حرام کرده باشد خدا حرام کرده است پس هر مست کننده ای حرام است کم باشد یا زیاد...[6] .
ب. باز هم آن حضرت(ع) می فرماید: ايزد علّام، شراب را بواسطۀ آن منع و حرام نمود كه آن امّ الخبائث و سرِ همۀ بدي ها است زيرا كه ساعتی بر شارب الخمر مي گذرد كه او را عقل در سر نيست و پروردگار خود خداى عزّ و جلّ را نمىشناسد و چون مست لا يعقل گردد از فعل معصيت و انجام هيچ عمل بد دریغ نکند و هر فعل حرام كه در آن حال بخاطر او رسد به عمل آورد، قطع رحم كند و هر کار خلافی را انجام دهد. اختیار انسان مست به دست شيطان است اگر شيطان او را در حالت مستی أمر بسجده بت ها نمايد در همان لحظه سجده کند و به هر راهی که شيطان او را بكشد او نيز پیروی کند.[7]
بنابراین، قیاس مذکور دلیلی برای حرمت سیگار نمی شود، گرچه برخی از فقها دربارۀ سیگار (به شرط ضرر مهم داشتن) فتوا به حرمت آن دادند.[8]
----------------------------
[1] «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً»، اسراء، 85.
[2] «الناس اعداء ماجهلوا»، گزیده میزان الحکمة، ج 1، ص 214.
[3] اقباس از سؤال 1967 (سایت: ۲۰۷۰).
[4] تفاوت بین حکمت و علت: حکمت عبارت از مصلحتی است که شارع مقدس از تشریع حکم قصد کرده است که یا برای جلب منفعت مکلف یا دفع ضرر از وی بوده است. وجود و عدم حکم بر محور حکمت نمیچرخد؛ به این معنی که ممکن است چند تا از حکمت های حکمی وجود نداشته باشند ولی حکم باشد. یا حکمت حکم موجود باشد ولی خود حکم برداشته شود. اما در علت؛ وجود و عدم وجود حکم دایر مدار آن علت است. ممکن است مستیآور بودن شراب حکمت حرمت آن باشد نه علت. از این رو ممکن است شرابی که مست آور نیست، نیز حرام باشد.
[5] امامان شیعه به شدت پیروانشان را از قیاس در احکام بر حذر داشتهاند. یکی از یاران امام صادق (ع) نقل میکند که روزی من به همراه ابو حنیفه (یکی از بزرگان اهل سنت که در احکام اسلام بسیار از قیاس استفاده میکرد) به محضر امام صادق رسیدیم امام (ع) به ابوحنیفه فرمود: تقوای الاهی را مراعات کن و در دین قیاس نکن بعد فرمود: وای بر تو کدام بزرگتر و مهمتر است؟ کشتن انسان یا زنا؟! ابوحنیفه گفت: قتل، امام فرمود: با وجود این خداوند جهت اثبات قتل نفس وجود دو شاهد را لازم کرده است ولی درباره اثبات زنا وجود چهار شاهد را واجب نموده است.(و حال آنکه اگر طبق نظر خود قیاس میکردی باید برعکس میبود) امام دوباره از ابوحنیفه پرسید: نماز در اسلام اهمیت بسیار دارد یا روزه؟! ابوحنیفه پاسخ داد: نماز. امام فرمود: پس چگونه است که خداوند قضای روزهای را که زن ها در ایام عادتشان نگرفته اند، واجب کرده است ولی قضای نمازی را که در ایام عادت نخوانده اند، واجب نکرده است.پس چگونه تو قیاس می کنی؟! از خدا بترس و قیاس نکن». الفصول المهمة، ج 1، ص534.
در فرمایش دیگری امام صادق(ع) فرمود: "اگر سنت قیاس شود دین ازبین می رود". الفصول المهمة، ج 1، ص 533.
مصالح و مفاسد در احکام:
شیعه معتقد است که همه احکام اسلام به خاطر وجود مصالح یا مفاسدی در عالم واقع جعل شده است. در بسیاری از موارد پی بردن به تمام مصالح یا مفاسد یک حکم امکان پذیر نیست هر چند که آگاهی به برخی از مصالح یا مفاسد ممکن است. دربارۀ شراب نیز مست آور بودن آن شاید یکی از مفاسد جهت حکم به حرمت آن باشد نه تمام مصلحت آن.
[6]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 63، ص 494.
[7]. احتجاج،ترجمه غفارى مازندرانى، ج 3، ص 303.
[8]. " كشيدن سيگار و انواع دخانيات اگر به تصديق اهل اطلاع ضرر مهمى داشته باشد حرام است، ولى مواد مخدر مطلقاً حرام است" مکارم شیرازی، توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج 2، ص 922.
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387 توسط هادی | لينك
ثابت
|
چرا اسلام در ازدواج موقت دختر باکره اذن پدر شرط کرده است؟
اما برای مرد ها چنین شرطی قرار نداده است؟
سوال:
من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره نیاز به هیچ چیزی نداره که حتما باید به اذن پدر با کسی ازدواج موقت کنه؟ چرا یک پسر هر وقت اراده کنه می تونه به دور از گناه نیاز خودش رو بر آورده کنه اما اگر دختری بخواهد به نیاز خودش-نیازی که خداوند در وجودش قرار داده- پاسخ مثبت بده، گناه محسوب میشه و اگر این کار رو نکنه باید منتظر بمونه روزی ازدواج کنه. یا شاید روزی پدرش دیدگاهش رو عوض کنه و بهش اجازه بده با کسی که آشنا شده محرم بشه؟
پاسخ:
اسلام برای بر آورده شدن نیازهای زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است اما ازدواج موقت به ازدواجی گفته می شود که بین زن و مردی که هیچ مانعی از ازدواج نداشته باشند و با رضایت طرفین، همراه مهر معین تا زمان مشخصی عقد ازدواج بسته شود. از نظر اسلام صحت ازدواج موقت دارای شرایطی است،[1] از جمله این که عقد نكاح (موقت يا دائم) با دختر باكره مشروط به اجازه پدر و در صورت فقدان پدر، جد پدري است؛ ولي اگر باكره نباشد و يا پدر و جد پدري نداشته باشد، نيازي به اجازه نيست. [2]
در این میان حضرت آیت الله العظمی نورى همدانی می فرماید: بنا بر أقوى اجازه پدر يا جدّ پدرى لازم نيست، هر چند كه بهتر آن است كه بدون نظر و اجازۀ آنها اقدام به ازدواج نكند. ولى ازدواج باكرهاى كه به حدّ رشد و تشخيص مصلحت نرسيده است، بدون اجازه پدر يا جدّ، صحيح نيست[3].
پس همان طور كه ملاحظه مي فرمائيد برخي از مراجع رشيده بودن دختر را كافي نمي دانند، و اذن پدر را به آن ضمیمه می کنند، اما عده اي آن را كافي مي دانند.
رشيده به دختري گفته مي شودكه مصلحت خود را تشخيص مي دهد و به دور از فشار، هيجانات و تحريكات شهواني تصميم مي گيرد و به آينده ی خود و خانواده و حيثيت خانوادگي توجه دارد. اما دختري كه از بلوغ عقلي برخوردار نيست و نمي تواند راجع به آينده تصميم بگيرد و خير و صلاح خود و خانواده اش را نمي داند، هر چند سنّش زياد باشد، رشيده نخواهد بود و بدون اذن پدر يا جد پدري نمي تواند ازدواج كند.
گفتني است اكثر فقها (از جمله آنانی که اجازه پدر را شرط می دانند) در اين مسئله اتفاق نظر دارند در مواردی که پدر و جدّ پدري غايب باشند به طوري كه نشود از آنان اجازه گرفت و دختر نياز مبرم به ازدواج داشته باشد، یا همسر مناسبى براى دختر پيدا شده كه شرعاً و عرفاً هم كفو اوست و پدر و جد پدرى، بدون جهت مانع مىشوند و سخت گيرى مىكنند، لازم نيست از پدر و جد پدري اجازه بگيرد. [4][5]
اما این که چرا اسلام اجازۀ پدر را شرط دانسته است؟ استاد شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید: فلسفۀ اين كه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به اين جهت بود چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در ادارۀ كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي داند؟ اين مطالب فلسفۀ ديگری دارد كه به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شكارچیگری مرد از يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت. آنچه مرد را مي لغزاند و از پا در میآورد شهوت است، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بيشتر است. اما آن چيزی كه زن را از پا در میآورد و اسير میكند اينست كه نغمۀ محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود .خوش باوری زن در همين جاست .زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور مي كند. پروفسور ريك، روانشناس آمريكائی مي گويد : بهترين جملهای كه يكمرد مي تواند به زنی بگويد، اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است. همو مي گويد: "خوشبختی برای يك زن يعنی بدست آوردن قلب يكمرد و نگهداری او برای تمام عمر"[6]. رسول اكرم (ص)، آن روانشناس خدائی، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. آن حضرت میفرمايد: "سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بيرون نمیرود"[7].
مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده مي كنند. دام "عزيزم ،از عشق تو مي ميرم" برای شكار دخترانی كه دربارۀ مردان تجربهای ندارند بهترين دامها است. اينجاست كه لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش كه از احساسات مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و سعادت مي خواهند مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند. در اينجا قانون به هيچ وجه زن را تحقير نكرده است، بلكه دست حمايت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختيار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانيم آنهم بشرط اين كه پدر سوء نيت يا كج سليقگی خاصی كه مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عيبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتی است كه قانون برای حفظ زنِِ تجربه نكرده، كرده است و ناشی از نوعی سوء ظن بطبيعت مرد است.[8]
با این توضیحات استاد، یکی از حکمت های مهم این حکم روشن شد که ممکن است در اینجا علت ها و حکمت های دیگری نیز وجود داشته باشد.
در در پایان به این نکته توجه می دهیم که جوانان و مخصوصا دختران جوان باید از مشکلات بزرگی که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است عبرت بگیرند. چه بسیار جوانانی که در بهار زندگی خود با عشقی خالص دل به هم بستند و بعد از مدتی با فرو نشستن هیجان شدیدشان با زندگی واقعی و آینده ای مبهم روبرو شدند. باید مراقب بود به دلیل خواسته های عجولانه یک عمر زندگی با صفا و صمیمیت در آغوش گرم یک خانواده مستحکم و همیشگی را از دست نداد.
برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:
1. نمايه: ازدواج موقت با دختر باكره، سؤال 610 (سایت: ۶۶۷).
2. نمایه: ازدواج موقت بهترین راه حل، سؤال 695 (سایت: ۷۴۳).
3. نمایه: شرط صحت در ازدواج موقت، سؤال. 1290 (سایت: ۱۲۷۵).
4. نمايه: شرط اجازه در ازدواج موقت با دختر باکره، سؤال 1239 (سایت: ۱۲۲۶).
-------------------------------------------
[1] سوال 1290 (سایت: ۱۲۷۵).
[2] توضيح المسائل مراجع، ج 2 ص 387 مسئلهء 2376.
[3]همان.
[4] فاضل، نورى، بهجت، سيستانى، مكارم. نک: همان.
[5] سوال 1483 (سایت: ۱۵۳۰).
[6] مجله زن روز شماره 90 .
[7] الكافي، ج5 ، ص569.
[8] نظام حقوقی زن در اسلام ص 93.
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 توسط هادی | لينك
ثابت
|
سوال:
گروهی از دراویش به نام فرقۀ ذهبیۀ احمدیه تحت عنوان حسینیه، خانقاه خود را در ملک سابق خود بازسازی نموده اند. این فرقه خود را کاملا منطبق با شریعت می دانند، لکن بنابر تحقیقی که نموده ام علی رغم آن که شیعه اثنی عشریه می باشند و ادعای تقلید از مراجع عظام را نیز دارند، در امور زیر دارای انحراف می باشند.
1. پیر خود را نایب امام زمان می دانند، نه مراجع یا ولی فقیه را
2. خمس را به شیخ خود می دهند، نه به مراجع
3. علاوه بر ادعیه و اذکار ماثوره اذکار و ادعیۀ مخصوص بخود دارند
4. به جای مسجد خانقاه را محل عبادت قرار داده اند، البته نام آن را حسینیه گذارده اند
5. دین و سیاست را از هم جدا دانسته و نسبت به روحانیت بی علاقه بوده و یا ضدیت دارند
6. به جای مصاحفه دست همدیگر را می بوسند
البته به جز موارد فوق اعمالشان؛ مانند سایر شیعیان است، مجلس سماع و شطحیات ندارند و سایر فرایض را انجام می دهند.
حال با توجه به مطالب ذکر شده، پرسش های زیر مطرح می شود:
1. با توجه به این که این گروه اهل بدعت اند می توان بدون کسب اجازۀ دولت اسلامی مکان آنها را تخریب کرد؟
2. آیا شرکت در مجالس آنان به قصد راهنمایی و امر به معروف جایز است.
3. آیا با وجود انحرافات و بدعت های فوق الذکر می توان آنان را خارج از مذهب تشیع دانست یا خیر؟
4. بالاخره بدعت چیست و چه احکامی بر آن مرتب است؟

پاسخ:
برای روشن شدن جواب سؤالات شما چند نکته را تذکر می دهیم.
1. بدعت گذاری در دین؛ - چیزی را .....
نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386 توسط هادی | لينك
ثابت
|

هرگز نمی نالم
نه... من هرگز نمی نالم.
قرن ها نالیدن بس است.
می خواهم فریاد کنم.
اگر نتوانستم... سکوت میکنم.
خاموش مردن بهتر از نالیدن است
دکتر علی شریعتی
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 توسط هادی | لينك
ثابت
|